شایانشایان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 28 روز سن داره

عشق مامان و بابا شایان

کارهای قشنگ شایان من تا چهار ماهگی

1391/11/22 3:56
نویسنده : مامان فرنوش
145 بازدید
اشتراک گذاری

شایان جان پسرم  تو همه این مدت اینقدر سرم گرم تو بوده که نتونستم همه کارای جالبت رو روز به روز بنویسم و دیر شروع کردم

ولی مامانی سعی میکنم که این چهار ماه رو برات بنویسم عزیزم تا تو بعدا بخونی و ببینی که چقدر جذاب و ماه بودی گلم

تو این چند ماه از همه جالبتر این بود که شبا تا برات اهنگ لالایی نمیزاشتم نمیخوابیدی البته شب که نه صبح مامانی

جالبتر اینکه از یک ماه و نیمگی عاشق این عروسکات بودی که دایی محمد و زن دایی برات خریده بودن niniweblog.com وقتی روشنش میکردم با اون چشمای کوچولوت یه نگاهی با خنده به اینا میکردی که دل ما رو میبردی

هنوز که هنوزه که چهار ماهت شده مامانی عاشق این اسباب بازیتی

  عاشق پستونکت niniweblog.com بودی مامانی خدا نکنه یه جا یادم میرفت بیارم حتما باید میرفتم یکی دیگه میخریدم

راستی قبل اینکه بدنیا بیای یه دونه پوستر پسر بچه خوشگل خریده بودم و زده بودم به دیوار

وای باورت نمیشه که هنوز یک ماهت نشده بود صبحها تا چشمای کوچولوتو باز میکردی اول نگاه میکردی به اون عکس niniweblog.com که مامان فروز اسمشو گذاشته شاهین ... کلی با اون حرف میزدی و میخندیدی انگار که واقعا میشناختیش عزیزم   برات نگهش میدارم مامانی شاید بزرگ شی یادت بیاد که چقدر دوستش داشتی

جالب بود که از همون نوزادی عادت داشتی رو شکم هم بخوابی ولی خوب خیلی برای نوزاد خطرناک بود و تو عاشق این جور خوابیدن بودی این عکست هم نمونه بارز که تو بغل بابایی بیهوش شدی و عمو اکبر هم که دیگه عاشقانه دوست داره

22112012491.jpg

 

 

 پسر قشنگم خوبا رو گفتم بدا رو هم بگم عزیزم البته بد که نیست برا من بد بود که نتونستم بهت شیر بدم عزیزم خدا بدونه که همیشه این عذاب وجدان رو دارم که چرا مثل مامانی دیگه نتونستم تا دو سال بهت شیر بدم ولی چی کار کنم دیگه همه سعیمو کردم مامانی

به خاطر رفلاکسی که داشتی همش بالا میاوردی و گریه میکردی niniweblog.com مجبور بودم که دکترای مختلف ببرمت تا بالاخره یه دکتر جواب داد و تو رو خوبت کرد عزیزم بدون دارو و دوا

یه کمد دارو دارم عزیزم ولی خدا رو شکر همه اونا رفت کنار و تو بدون دارو خوب شد

جالب این بود که پیش همه دکترا گریه میکردی ولی وقتی پیش دکتر امیدوار niniweblog.com رفتیم دکتر که داشت تو رو معاینه میکرد میخندیدی مامانی niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)